على محمدى خراسانى

225

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

حال « 1 » دلالت كند كه اين بر خلاف اجماع و اتّفاق مذكور است . و به صورت منطقى مىگوييم : مشتقّ اصولى از اسماء است : « صغرى » . اسماء بر زمان دلالت ندارند : « كبرى » . پس مشتقّ اصولى بر زمان دلالت ندارد : « نتيجه » . سؤال : چرا آخوند اين مطلب را به صورت مؤيّد آورد و به‌عنوان يك دليل مستقلّ نياورد ؟ جواب : براى اين‌كه اجماع و اتّفاق اهل عربيّت حجّت نيست ، اجماع در احكام شرعيّه حجّت است . اگر كسى بگويد كه ما در نحو خوانديم اسم فاعل و اسم مفعول هنگامى همچون عمل فعلشان عمل مىكنند كه به معناى حال يا استقبال باشند و به يكى از اين دو معنا بودن ، شرط عمل است . پس بايد دالّ بر زمان حال يا استقبال باشند تا بتوانند عامل باشند . حال آيا اين مطلب مسلّم نحوى با آن ادّعاى اجماع و اتّفاق نحويّين - كه اسم دالّ بر زمان نيست - منافاتى ندارد ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد : خير ، منافاتى ندارد ؛ زيرا آن اجماع بر عدم دلالت بر زمان ، به اعتبار نفس اسم و ذات اسم و حاقّ لفظ است بدون هيچ قرينه‌اى . و اين اشتراطِ دلالت بر حال و استقبال ، به كمك قرينه است و منظور ، اين است كه به كمك قرينه ( غداً و الآن ) بر يكى از دو زمان دلالت كند . پس منافاتى نيست . شاهد مع القرينه بودنِ دلالت مذكور ، اين است كه خود نحويّين و اصولييّن اجماع دارند كه مشتقّ ، در اطلاقش بر استقبال و آينده مجاز است . و اگر مرادشان اين بود كه اسم فاعل بنفسه و بلا قرينة دالّ بر حال يا استقبال باشد و دلالت وضعى باشد ، معقول نبود كه اتّفاق بر مجازيّت نسبت به استقبال داشته باشد . نتيجه : مشتقّات اصولى هم ، به دلالت وضعيّه بر زمان دلالت ندارند و دالّ بر معناى تلبّس ذات به مبدأ هستند - كه با هر سه زمان مىسازند - مشتقات اصولى ، از باب تعدد دال و مدلول ، مع القرينه دالّ بر زمان هستند . لا يقال : تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه مراد از حالى كه در عنوان مسأله ذكر شده است ، حال نطق نيست ، بلكه حال تلبّس و اتّصاف و حال اسناد و نسبت است . و اين‌كه اين دو حال ، متطابقان باشند يا نباشند كه قبلًا گذشت . ممكن است كسى - در مقابل رأى مذكور - بگويد مراد از اين حال ، حال نطق است ؛ يعنى زمان حاضر . براى مثال اگر در هنگام نطق و در حال حاضر ، ذات متّصف به وصف عنوانىِ ضَرْبْ بود اطلاق ضاربٌ بر آن حقيقت است اجماعاً . اگر در آينده و پس از زمان نطق متلبّس خواهد شد ، اطلاق

--> ( 1 ) . در مقابل زمان ماضى و مستقبل .